الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

210

الغدير ( فارسى )

مىگويد : من در اين انديشه بودم كه پرنده‌اى بر دوش من نشست و گفت : اى ابو المعالى ، من فلان فرشته هستم ، تو پيش آن شخص نرو ، ما خود او را پيش تو مىآوريم . آن مرد فورا پيش من آمد . « 1 » از ابن جوزى شگفت نيست ، چرا كه هرجا به منقبتى از مناقب خاندان رسول صلّى اللّه عليه و آله مىرسد ، آن را به ساختگى بودن و ضعف و سستى منسوب مىكند ، ليكن اين خزعبلات را مسلّم قلمداد كرده هرگز در ضعف اسناد آن سخن نمىگويد و در محال بودن و بىاساس بودن متن اينها هيچ چيزى نمىگويد . همهء اينها دليل بر آن است كه ابن جوزى دربارهء كسى كه او را دوست دارد ، غلو به خرج مىدهد ، و گرنه سخت دشمن مىدارد و مىكوبد . 62 - خدا با ابو حامد غزالى سخن مىگويد طاش كبرىزاده گفته است : ابو حامد غزالى « 2 » در يكى از تأليفات خود نوشته است : من در آغاز ، احوال صالحان و مقامات عارفان را انكار مىكردم ، تا روزى كه به واردات غيبى موفق شدم . خداى تعالى را در خواب ديدم كه به من گفت : اى ابو حامد ! با خود انديشيدم كه آيا اين شيطان است كه با من سخن مىگويد ؟ گفت : نه ، بلكه من خدا هستم كه از همهء جهات ششگانه بر تو احاطه دارم ، آنگاه فرمود : اى ابو حامد ، اعتقادات باطل و اساطير خود را ترك كن و با طايفه‌اى كه در روى زمين محل لطف و نظر من هستند ، همواره تماس بگير ، طايفه‌اى كه با محبت من هردو دنيا را خريده‌اند . عرض كردم : ترا به عزت خودت قسم مىدهم كه شيرينى و مزهء دوستى آنان را به من بچشانى ! فرمود : چشاندم و تنها حب دنياست كه مىتواند بين تو و آنان راهزنى كند و پيوند دوستى را بگسلد . از دنيا به اختيار خود ببر ، پيش از آنكه به اجبار آن را ترك كنى . من نورى از انوار

--> ( 1 ) . المنتظم : 9 / 136 ؛ تاريخ ابن كثير : 12 / 163 . ( 2 ) . ابو حامد محمد بن محمد طوسى شافعى ، معروف به حجة الاسلام غزالى ، صاحب كتاب احياء العلوم كه به سال 450 در طوس تولد و به سال 505 وفات يافته است .